لعاب سفالگری یک پوشش شیشه ای مانند و نازک است که روی سطوح سفالی کشیده می شود. این پوشش پس از پخت در کوره، ذوب شده و با بدنه اجسام ترکیب می شود تا سطحی براق، صاف و بادوام ایجاد کند. لعاب، علاوه بر بخشیدن زیبایی و تنوع رنگی به ظروف و اجسام، به طور چشمگیری خواص کاربردی مانند نفوذ ناپذیری، دوام و قابلیت شستشو آن ها را نیز افزایش می دهد.
ماده اصلی تشکیل دهنده لعاب، سیلیس است که برای کاهش نقطه ذوب، با موادی به نام گدازآور ترکیب می شود. این مقاله به بررسی عمیق ماهیت لعاب، دلایل استفاده از آن، اجزای تشکیل دهنده، روش های به کار بردن و انواع مختلف آن بر اساس معیارهای گوناگون می پردازد.
قبل از اینکه به لعاب سفالگری بپردازیم توجه داشته باشید که، آموزشگاه فن آموزان با برگزاری دوره های تخصصی آموزش سفالگری شرایط عالی را برای یادگیری صفر تا صد این رشته برای علاقه مندان فراهم کرده است. در این دوره تمامی مراحل از مقدمات سفالگری، روش کار با چرخ مخصوص سفال گری، برجسته کاری و لعاب کاری و نقاشی روی سفال آموزش داده میشود.

فهرست محتوا
لعاب سفالگری چیست؟
لعاب را می توان به عنوان یک لایه نازک و شیشه مانندی تعریف کرد که سطح ظروف سفالی و سرامیکی را می پوشاند. فرآیند ساخت لعاب شامل مراحل پیچیده و دقیقی است که نیاز به دانش تخصصی در زمینه شیمی سرامیک دارد. ابتدا مواد اولیه به صورت پودر با نسبت های دقیق توزین و مخلوط می شوند. سپس این مخلوط با آب و مواد افزودنی مانند کربوکسی متیل سلول (CMC) یا بنتونیت به عنوان سوسپانسیون کننده و چسب، آسیاب می شود تا دوغابی همگن با اندازه ذرات کمتر از 45 میکرون (مش 325) به دست آید.
هنگامی که این دوغاب لعاب بر روی ظروف سفالی که یک بار در دمای پایین پخته شده اند (که به آن بیسکویت می گویند) اعمال می شود، آب آن توسط سفال جذب شده و یک لایه یکنواخت از مواد پودری روی سطح باقی می ماند. پس از آن، ظرف لعاب خورده در کوره در معرض حرارت قرار می گیرد. با رسیدن به دمای تعیین شده، پودر لعاب ذوب شده و با خاک رس ترکیب می شود تا یک ظاهر شیشه ای و درخشان ایجاد کند. این خاصیت شیشه ای عمدتاً به دلیل وجود ماده سیلیس در ترکیب لعاب است که خود ماده اصلی شیشه به شمار می رود.

چرا باید از لعاب سفالگری استفاده کنیم؟
استفاده از لعاب برای ظروف سفالی ضروری نیست و بسیاری از سفال های بدون لعاب نیز وجود دارند. با این حال، لعاب ویژگی های بسیار جذابی به سفال می بخشد که آن را از جنبه های مختلف بهبود می بخشد:
افزایش نفوذ ناپذیری و مقاومت در برابر آب و رطوبت
یکی از مهم ترین کاربردهای لعاب، آب بندی کردن سطوح متخلخل سفال است. این ویژگی باعث می شود ظروف سفالی برای نگهداری مایعات و مواد غذایی آب دار مناسب و بهداشتی شوند، زیرا از جذب کثیفی، لکه و مواد غذایی به داخل منافذ بدنه جلوگیری می کند. سفال بدون لعاب معمولاً آب را جذب می کند و مستعد لکه شدن است.
افزایش استحکام و مقاومت فیزیکی و شیمیایی
لعاب به بدنه سفال مقاومت بیشتری در برابر ضربه، خراش، شکاف و ترک خوردگی می بخشد. همچنین، آن را در برابر مواد شیمیایی مانند اسیدها و بازها پایدارتر می کند. این پوشش سخت، سطح را در برابر سایش محافظت می کند.
لطافت و یکنواختی سطح
لعاب باعث می شود سطح ظروف صاف تر، لطیف تر و یکدست تر باشد. این ویژگی نه تنها به زیبایی محصول می افزاید، بلکه تمیز کردن آن را نیز آسان تر می سازد.
زیبایی بخشی و تنوع رنگ
لعاب منبع گستردهای از رنگها، بافتها و جلوههای بصری برای اجسام است. همچنین امکان اجرای نقوش و شیوههای مختلف تزئین روی سفال وجود دارد؛ برای مثال تکنیک اسگرافیتو در سفالگری یکی از روشهای پرکاربرد برای ایجاد طرحهای خراشخورده و دکوراتیو روی سطح کار است که به جذابیت ظاهری تولیدات سفالی کمک میکند.

اجزای تشکیل دهنده لعاب سفال
لعاب از ترکیب دقیق و کنترل شده چندین دسته از مواد اولیه ساخته می شود. این مواد هر کدام نقش خاصی در خواص نهایی و ظاهر لعاب دارند:
دیرگدازها (Refractories)
این مواد بخش اصلی و ساختار اساسی لعاب را تشکیل می دهند و به آن ظاهری شیشه ای می بخشند. مهم ترین دیرگدازها شامل کوارتز (سیلیس)، فلدسپات (Feldspar) و رس (کلی) هستند. سیلیس به دلیل نقطه ذوب بالا، نیاز به کمک ذوب (گدازآور) دارد.
گدازآورها یا فلاکس ها (Fluxes)
این مواد برای کاهش نقطه ذوب دیرگدازهای سیلیسی اضافه می شوند تا لعاب در دمای مناسب پخته شود. گدازآورها معمولاً خاصیت بازی دارند و با دیرگدازهای اسیدی واکنش داده و ساختار شیشه ای (آمورف) را تشکیل می دهند. نمونه هایی از گدازآورها شامل بوراکس، کربنات سدیم، اکسید سرب (در لعاب های سربی سنتی) و عناصر قلیایی و قلیایی خاکی (در لعاب های بدون سرب) هستند.

کدرکننده ها یا اپسیفایرها (Opacifiers)
این ترکیبات به لعاب اضافه می شوند تا ظاهری سفید و مات یا غیرشفاف (اپک) ایجاد کنند. آن ها به صورت ذرات ریز و معلق در لعاب پخش می شوند و مانع عبور کامل نور می شوند، در نتیجه لعاب کدر به نظر می رسد. اکسید قلع، اکسید آنتیموان، اکسید تیتانیوم، اکسید روی و سیلیکات زیرکونیوم از کدرکننده های اصلی هستند.
مواد رنگی (Colorants)
این مواد برای ایجاد رنگ در لعاب به کار می روند. برای ایجاد رنگ های مختلف، اکسیدهای رنگی مانند اکسید کبالت (CoO) برای آبی، اکسید مس (CuO) برای سبز و فیروزه ای، اکسید آهن (Fe2O3) برای قرمز و قهوه ای و اکسید کروم (Cr2O3) برای سبز به ترکیب اضافه می شوند. در واقع رنگ نهایی، تحت تأثیر عواملی مانند ترکیب شیمیایی محیط، دمای کوره و اتمسفر پخت (اکسیدی یا احیایی) نیز قرار می گیرد.

شناورسازها (Suspending Agents)
این مواد اضافه می شوند تا از ته نشینی ذرات لعاب در دوغاب جلوگیری کرده و سوسپانسیون یکنواختی را حفظ کنند. خاک رس و چسب هایی نظیر کتیرا، آلژینات ها و صمغ عربی به عنوان شناورساز استفاده می شوند.
الکترولیت ها (Electrolytes)
برای روان سازی و تعلیق مناسب دوغاب لعاب و کنترل غلظت یون هیدروژن، الکترولیت هایی مانند بوراکس، کربنات سدیم و سولفات منیزیم به کار می روند.
روش های استفاده از لعاب سفالگری
لعاب سفالگری را می توان به چندین روش مختلف بر روی ظرف سفالی استفاده کرد که هر کدام مزایا و کاربردهای خاص خود را دارند:
غوطه وری (Dipping)
در این روش، ظرف به طور کامل و برای مدت کوتاهی در دوغاب لعاب غوطه ور می شود تا لعاب به ظرف بچسبد. برای دستیابی به ضخامت مناسب لعاب (نه خیلی ضخیم و نه خیلی نازک)، برآورد زمان غوطه وری مناسب نیاز به تخصص زیادی دارد. این روش برای ایجاد با سرعت یک لایه یکنواخت از لعاب مناسب است و اغلب در تولید انبوه استفاده می شود. این روش در حال حاضر به سمت سیستم های صنعتی گرایش یافته است تا جایگزین نیروی کار دستی و زمان بر شود.

پاشیدن یا اسپری کردن (Spraying)
این روش شامل پاشیدن لعاب به صورت اسپری بر روی سطح با استفاده از پیستوله یا دستگاه اسپری است. این روش برای اجسام بزرگ و پوشش دهی یکنواخت سطوح گسترده مناسب است. در این روش برای جلوگیری از پخش شدن لعاب در حین اسپری و همچنین برای خروج غبار لعاب، معمولاً نیاز به نصب فن تهویه وجود دارد.
قلم زنی (Brushing)
در این روش، لعاب با استفاده از قلم مو بر روی سطح ظرف اعمال می شود. لعاب های قلم زنی معمولاً غلظت بالاتری دارند و نیاز به اعمال چندین لایه (معمولاً ۲ تا ۳ لایه) دارند که زمان لازم برای خشک شدن هر لایه هم باید در نظر گرفته شود. این روش برای کارهای هنری و لایه بندی لعاب ها مناسب است و کنترل بیش تری بر مقدار اعمال شده و تعداد لایه ها فراهم می کند.

ریختن (Pouring)
این روش شامل ریختن لعاب به طور مستقیم روی سطح ظرف و اجازه دادن به مایع اضافی برای چکه کردن است. در گذشته، این روش شامل غوطه ور کردن ظرف در سینی حاوی لعاب و سپس به تدریج ریختن لعاب روی آن بود، اما این کار بسیار زمان بر بود. امروزه، این روش تکامل یافته و ظرف روی یک نوار نقاله قرار می گیرد تا لعاب با جریان ثابتی روی آن ریخته شود. این روش در اصل بر لعاب سطح داخلی ظرف تاکید دارد.
دسته بندی های مختلف انواع لعاب سفال
لعاب ها را می توان بر اساس معیارهای متنوعی دسته بندی کرد که هر کدام ویژگی های بصری، ترکیبی و کاربردی خاصی دارند. از آن جا که معیار عمومی و مورد پذیرش همگانی برای تقسیم بندی لعاب ها وجود ندارد، در این مقاله رایج ترین دسته بندی های لعاب های سفالگری را بیان خواهیم نمود.
انواع لعاب بر اساس گدازآور اصلی
این دسته بندی بر مبنای ماده ای انجام می شود که برای کاهش نقطه ذوب لعاب و کمک به تشکیل ساختار شیشه ای آن به کار می رود:
لعاب های سربی (Lead Glazes)
این لعاب ها از قدیمی ترین انواع لعاب هستند که در آن ها اکسید سرب (PbO) نقش اصلی گدازآوری را بر عهده دارد. لعاب های سربی شفاف و براق هستند و به دمای پخت نسبتاً پایین (حدود ۸۰۰ تا ۱۱۵۰ درجه سانتی گراد) نیاز دارند. آن ها سطحی صاف و درخشان ایجاد می کنند و در برابر تبلور مقاومت می کنند.
به دلیل خاصیت احیاشوندگی بالای سرب، ظروف با لعاب سربی باید در فضای اکسیدی کوره (با حضور اکسیژن کافی) پخته شوند تا از سیاه شدن و احیا شدن سرب جلوگیری شود. اگرچه اکسید سرب عملکرد گدازآوری و براقیت بالایی دارد، اما سمی است و امروزه استفاده از آن در ظروف غذاخوری به شدت توصیه نمی شود، زیرا می تواند وارد غذا و نوشیدنی شود و باعث مسمومیت شود.
به همین دلیل، اکثر لعاب های تجاری امروزی بدون سرب هستند. ترکیب سنتی لعاب سربی می تواند شامل ۴۰٪ اکسید سرب، ۴۰٪ بلور و ۲۰٪ سیلیس خام باشد. برای رنگی کردن لعاب سربی بی رنگ، می توان آن را با اکسید فلزات دیگر ترکیب کرد.

لعاب های قلیایی (Alkaline Glazes)
این لعاب ها یکی از پرکاربردترین و پرمصرف ترین انواع لعاب در تاریخ سفالگری ایران بوده اند که به دوره اسلامی باز می گردند. در لعاب های قلیایی، اکسیدهای سدیم (Na2O) و پتاسیم (K2O) به عنوان گدازآورهای اصلی عمل می کنند. این لعاب ها می توانند مات یا شفاف باشند.
افزودن اکسید آلومینیوم به لعاب قلیایی می تواند از تبلور جلوگیری کرده و آن را شفاف کند. لعاب های قلیایی به دلیل خاصیت شیشه ای، نرم بودن و قابلیت خراشیدگی شناخته می شوند و می توانند با افزودن اکسیدهای رنگ دهنده، رنگ های درخشان و آبی-فیروزه ای ایجاد کنند. با این حال، استفاده زیاد از قلیا می تواند منجر به ترک خوردگی (Crazing) لعاب شود.
انواع لعاب سفال بر اساس روش تولید یا مواد مصرفی
این بخش به نحوه آماده سازی و ترکیبات اصلی لعاب می پردازد:
لعاب خام (Raw Glazes)
در این روش، مواد اولیه لعاب به صورت پودر و خام، معمولاً شامل کانی ها و ترکیبات شیمیایی غیرمحلول در آب، مستقیماً با آب مخلوط شده و به شکل دوغاب در می آیند. لعاب خام معمولاً نیازی به فرآیند پیش پخت (فریت سازی) ندارد و این روش به دلیل سادگی و کاهش هزینه، مورد استفاده قرار می گیرد. پس از مخلوط شدن و آسیاب و تنظیم پارامترها، دوغاب لعاب پس از یک دوره استراحت (ماندگاری) مورد استفاده قرار می گیرد.

لعاب فریت شده (Frit Glazes)
فریت (Frit)، ترکیبی سرامیکی است که ابتدا مواد اولیه آن ذوب شده، سپس به سرعت سرد و خرد می شوند و به ذرات شیشه ای تبدیل می گردند. این شوک حرارتی باعث تبدیل لعاب به تکه های شیشه ای می شود. سپس فریت ها آسیاب شده و به عنوان پودر در ترکیب لعاب استفاده می شوند.
مزایای استفاده از فریت شامل نامحلول کردن مواد اولیه محلول در آب، غیرسمی کردن مواد سمی (مانند سرب)، حذف گازهای نامطلوب در حین پخت (مانند دی اکسید کربن از کربنات ها)، جلوگیری از بروز حباب و ناصافی در لعاب و آسان تر کردن ذوب لعاب است. فریت ها همچنین برای تأمین عناصری مانند بور یا روی در لعاب های دمای متوسط استفاده می شوند.
لعاب نمکی یا تبخیری (Salt Glazes / Vapor Glazes)
این نوع لعاب، نسبت به لعاب های دیگر به روش متفاوتی به کار برده می شود. در مرحله اول پودر یا آب نمک (مانند سدیم کلراید) مستقیماً وارد کوره داغ حاوی ظروف سفالی می شود. سپس نمک در دمای بالا (حدود ۱۲۰۰ درجه سانتی گراد) تبخیر شده و بخار آن با سیلیسیم و خاک رس موجود در سطح بدنه سفال واکنش می دهد و یک لایه لعاب شیشه ای و بسیار سخت را تشکیل می دهد.
لعاب نمکی به دلیل اینکه بدون دوغاب و مستقیماً در کوره تشکیل می شود، یک نوع لعاب استثنایی در صنعت سرامیک محسوب می شود. این لعاب ها سطحی شبیه به پوست پرتقال ایجاد می کنند و معمولاً برای ظروف سنگی و اجسام صنعتی مقاوم در برابر اسیدها و قلیاها به کار می روند.

لعاب فلدسپات (Feldspar Glazes)
این لعاب ها از موادی مانند کوارتز، فلدسپات، سنگ آهک، کائولن و خاک رس تولید می شوند و معمولاً در دمای پخت بالا کاربرد دارند. این لعاب ها شفافیت و براقیت زیادی دارند و سطح صاف و ملایمی را ایجاد می کنند. از فلدسپات به عنوان منبع آلومینا و مواد قلیایی در لعاب استفاده می شود که دمای ذوب را کاهش می دهد.
لعاب تالک (Talc Glazes)
این لعاب با افزودن پودر تالک (منیزیم سیلیکات هیدراته) به لعاب فلدسپات ساخته می شود. لعاب تالک دارای رنگ سفید مطلق و شفافیت مطلوب است. این نوع لعاب کمتر تحت تأثیر دود و ترک ناشی از بخار قرار می گیرد. تالک در لعاب کاری برای کنترل دمای ذوب استفاده می شود و به دلیل بافت چرب و صابونی اش شناخته شده است که از معایب آن می توان به چسبندگی ضعیف و روشنایی کم پس از پخت اشاره کرد.

انواع لعاب سفال بر اساس ظاهر یا ویژگی های بصری
این دسته بندی بر اساس جلوه ای است که لعاب پس از پخت بر روی سطح سفال ایجاد می کند:
لعاب شفاف یا درخشان (Clear / Transparent / Brilliant Glazes)
این لعاب ها شفاف و بدون رنگ هستند و به شما اجازه می دهند که رنگ بدنه اصلی خاک رس یا تزئینات زیرین (مانند زیرلعاب یا اسلیپ رنگی) را به وضوح ببینید. لعاب شفاف سطح سرامیک را آب بندی کرده و آن را غیرمتخلخل و ضد آب می کند. همچنین، رنگ های زیرلعاب را روشن تر و شدیدتر می کند. لعاب های شفاف حاوی روی (Zinc) ، ممکن است با زیرلعاب ها سازگار نباشند؛ زیرا روی می تواند باعث پخش شدن و لک شدن زیرلعاب ها، بخصوص رنگ های سیاه، صورتی و قرمز شود.
لعاب کدر یا اپک (Opaque Glazes)
این لعاب ها سطحی براق و درخشان دارند، اما به دلیل وجود مواد کدرکننده در ترکیبشان، نور نمی تواند به طور مستقیم از آنها عبور کند. در نتیجه، سطح زیرین یا رنگ بدنه سفالی در زیر لعاب کدر دیده نمی شود. این نوع لعاب معمولاً برای پوشاندن رنگ نامطلوب بدنه، مثلاً در تولید محصولات بهداشتی استفاده می شود. لعاب قلع (Tin Glaze) نمونه ای از لعاب سفید مات کدر است که برای اولین بار در ایران باستان و سفالگری اسلامی مورد استفاده قرار گرفت.
لعاب مات (Matt Glazes)
لعاب های مات، نقطه مقابل لعاب های براق هستند و سطحی صاف و کدر دارند که نور را منعکس نمی کنند. این خاصیت به دلیل ایجاد و رشد بلورهای منظم و ریز در ماتریس شیشه ای لعاب در حین فرآیند سرد شدن به وجود می آید. در واقع تعداد، نوع و ابعاد این کریستال ها، میزان زبری و مات بودن سطح لعاب را کنترل می کنند.
لعاب های مات معمولاً با افزودن آلومینا، جایگزینی فلاکس ها با کربنات باریم، استفاده از مقادیر زیاد یک ماده خاص و خنک کردن آهسته لعاب یا افزودن سیلیکات زیرکونیوم و تالک تولید می شوند. مواد با نقطه ذوب بالا مانند کرندوم، آلومینا، کوارتز، مولیت، ولاستونیت و روتیل نیز در ایجاد سطوح مات کمک می کنند.
لعاب نیمه مات یا اطلسی (Semi-Matt / Satin Glazes)
این لعاب ها سطحی صاف تر و همگن تر از لعاب های مات دارند. به همین دلیل دیرتر کثیف شده و آسان تر تمیز می شوند. دلیل مات شدن آنها معمولاً تشکیل بلورهای تیتانات روی و سیلیکات روی است. اکسید روی، تیتانیوم، زیرکونیم و قلع اغلب در ترکیب این لعاب ها یافت می شوند.

لعاب قازمغازی یا رنگین کمانی (Iridescent / Opalescent / Chun Glazes)
این لعاب ها ظاهری رنگین کمانی مانند پر طاووس دارند و نورهای موج بنفش و آبی را منعکس می کنند. این جلوه به دلیل پراکندگی شعاع های نور توسط بلورهای بسیار ریز در لعاب است که باعث می شود رنگ های دیگر از سطح لعاب عبور کرده و جذب بدنه شوند. این لعاب ها ممکن است با نام "اوپالسنت" یا "چون" (شهری در شمال چین که گفته می شود این لعاب ها اولین بار در آنجا ساخته شده اند) نیز شناخته شوند.

لعاب زرین فام (Luster Glazes / Golden Luster Glazes)
لعاب زرین فام به دلیل جلوه درخشان، براق و طلایی (یا نقره ای و مسی) خود شناخته شده است که شبیه به جلای فلزی گران بها است. استفاده از این لعاب در ایران از قرن سوم هجری (دوره سلجوقی) آغاز شد. برای تولید آن، ابتدا ظرف با یک لعاب کدر پوشش داده می شود و پس از پخت اولیه، یک لایه نازک از ترکیبات فلزی (مانند سولفور، اکسید نقره، اکسید مس یا نیترات نقره و سولفات مس) روی آن نقاشی شده و ظرف دوباره در دمای پایین و در شرایط احیایی و دودزدگی پخته می شود.
این فرآیند باعث احیای اکسیدهای فلزی و باقی ماندن عناصر فلزی در سطح لعاب می شود. به دلیل وجود سرب در لعاب های زرین فام سنتی، آن ها برای اقلام دکوری مناسب ترند و نباید برای ظروف غذاخوری استفاده شوند.

لعاب اونتورین (Aventurine Glazes)
نام این لعاب ها از سنگ کوارتز دلربا گرفته شده است و به دلیل شباهت به این سنگ، دارای تلألو و انعکاس نور مخصوصی هستند. این لعاب دارای رگه های کریستالی است که روی بافت آن طلایی می شود و در قسمت های فرورفته سایه تیره تری ایجاد می کند. این لعاب از نوع روان است و کریستال های منفرد جدا شده در ماگما، درخششی از جرقه ها یا پولک های معلق در یک شیشه را ایجاد می کند.

لعاب کراکل یا ترک نما (Crackle Glazes)
این لعاب ها به گونه ای طراحی شده اند که پس از پخت و سرد شدن، ترک های ریز و جالبی در سطحشان ایجاد شود. این ترک ها، که معمولاً یک عیب محسوب می شوند، در این نوع لعاب به عنوان یک عامل تزئینی استفاده می شوند. افزایش مقادیر اکسیدهایی مانند سدیم و پتاسیم که ضریب انبساط لعاب را افزایش می دهند، باعث ایجاد این ترک ها می شود.
لعاب پوست ماری (Crawling Glazes)
این لعاب ها به طور عمدی در حین پخت از بخش هایی از سفال عقب نشینی کرده و نواحی از خاک رس زیرین را نمایان می سازند که دلیل ایجاد آن ها، افزایش کشش سطحی لعاب توسط اکسیدهای خاص است. این لعاب ها نیز بیش تر جنبه تزئینی دارند و برای ظروف غذاخوری مناسب نیستند.

انواع لعاب سفال بر اساس دمای پخت
دمای پخت یکی از مهم ترین عوامل در تعیین ویژگی های نهایی لعاب است:
لعاب های دمای بالا (High Fire Glazes)
این لعاب ها در محدوده دمایی ۱۲۰۰۰ تا ۱۴۰۰ درجه سانتی گراد پخته می شوند. آن ها برای مقاوم ترین مصارف نهایی استفاده می شوند و معمولاً با خاک رس های استون ور (Stoneware) و پرسلن (Porcelain)سازگارند. لعاب های دمای بالا، بسیار قوی و شیشه ای (vitreous) هستند و مقاومت بالایی در برابر خراش، اسید و قلیا دارند.
معمولاً رنگ های تولیدی در این دامنه دمایی محدودتر هستند و همچنین پخت در این دماها اغلب در کوره های گازی انجام می شود، زیرا کوره های برقی مصرف برق بسیار بالایی دارند.
لعاب های دمای متوسط (Mid Fire Glazes / Intermediate Fire Glazes)
این لعاب ها تقریباً در محدوده دمایی ۱۱۰۰ تا ۱۲۲۲ درجه سانتی گراد پخته می شوند. آن ها معمولاً برای خاک رس های استون ور و پرسلن استفاده می شوند و در تولید ظروف بهداشتی، ظروف غذاخوری و محصولات دکوری کاربرد فراوانی دارند.
لعاب های دمای متوسط در گذشته رنگ های خاکی تری تولید می کردند، اما پیشرفت ها امکان دستیابی به رنگ های زنده تر را فراهم کرده است. این لعاب ها قوی و بادوام هستند و برای اهداف کاربردی مناسب هستند. آن ها اغلب حاوی منابع بور یا روی هستند که به عنوان فلاکس عمل می کنند.
لعاب های دمای پایین (Low Fire Glazes)
این لعاب ها در محدوده دمایی ۹۰۰ تا ۱۰۶۳ درجه سانتی گراد (۱۸۳۰-۱۹۴۰ درجه فارنهایت) پخته می شوند. آن ها نیاز به حرارت کم تری برای پخت دارند و معمولاً برای محصولات تزئینی و ظروف ارتن ور (Earthenware) استفاده می شوند. لعاب های دمای پایین رنگ های قوی، روشن و قابل پیش بینی ایجاد می کنند.
لعاب راکو (Raku) و لعاب ماجولیکا (Majolica) از انواع این دسته هستند. لعاب های راکو در فرآیند پخت خاصی تولید می شوند که شامل خارج کردن ظرف از کوره در حالت گداخته و قرار دادن آن در ماده قابل احتراق است، که منجر به ترک خوردگی و جلوه های متالیک می شود.

انواع لعاب بر اساس بلوری بودن
این معیار به ساختار داخلی لعاب پس از سرد شدن اشاره دارد:
لعاب های شیشه ای (Glassy Glazes)
این لعاب ها عموماً با فرآیند شیشه سازی یا Vitrification تولید می شوند. در این فرآیند، مواد مذاب به جای اینکه در یک ساختار بلوری متبلور شود، یک ساختار شیشه ای (آمورف) پیدا می کند. لعاب شیشه ای به عنوان محصولی غیرآلی تعریف می شود که بدون بلوری شدن خنک می شود. از آن جا که سرد شدن سریع فرصتی برای تبلور نمی دهد، سرعت سرد شدن مذاب در جلوگیری از تشکیل بلور نقش مهمی دارد.
لعاب های بلورین (Crystalline Glazes)
لعاب های بلورین، نوعی لعاب تخصصی در سفالگری به شمار می روند که در طی فرآیند پخت در کوره، بلورهای سیلیکات روی درون لعاب شکل می گیرند. این لعاب ها با استفاده از مواد خام مختلف، که برخی از آن ها حتی به مقادیر بسیار کمی اندازه گیری می شوند، ترکیب می شوند. برای تشکیل بلورها، لعاب باید حاوی مقادیر زیادی سیلیکا باشد و اضافه کردن روی و لیتیوم به افزایش سیالیت مخلوط در دماهای بالا کمک می کند، در حالی که وجود آلومینا باید حداقل باشد تا از پایداری بیش از حد مخلوط که مانع تشکیل بلور می شود، جلوگیری شود.
فرآیند پخت برای ایجاد این بلورها پیچیده است و شامل یک برنامه دمایی دقیق با چندین شیب حرارتی است. کوره تا حداکثر دمای حدود 1300 درجه سانتی گراد حرارت داده می شود و سپس به دماهای نگه دارنده خاصی خنک می شود تا بلورها در لعاب فرصت تشکیل پیدا کنند. در واقع مدت زمان نگهداری در این دما، اندازه بلورها را تعیین می کند. این تکنیک بیش تر در کوره های برقی که دقت دمایی بالایی دارند انجام می شود، اما در کوره های گازی نیز قابل اجرا است.
با وجود اینکه لعاب های بلورین نرخ شکست بالایی دارند اما در صورت موفقیت، نتایج بسیار خیره کننده ای را ایجاد می کنند. همچنین می توان با اضافه کردن اکسیدهای فلزی مانند کبالت برای تولید بلورهای آبی، یا مس برای بلورهای سبز یا قرمز، به رنگ آمیزی بلورها نیز دست یافت.

نکات مهم در انتخاب و استفاده از لعاب سفال
انتخاب لعاب مناسب نیازمند در نظر گرفتن چندین فاکتور عملی و هنری است:
سازگاری لعاب و خاک رس (Glaze Fit)
مهم ترین عامل، دمای پخت و سازگاری لعاب با خاک رس است. لعاب ها باید به دمای مشخصی برسند تا ذوب شده و به درستی به سفال بچسبند. عدم سازگاری می تواند منجر به مشکلاتی مانند ترک خوردگی (Crazing) یا پریدگی (Shivering) سفال شود.
ترک خوردگی زمانی اتفاق می افتد که لعاب در حین پخت، بیش تر از خاک رس منقبض شود؛ این امر باعث ایجاد تنش در لعاب و ترک خوردن آن پس از خنک شدن می شود. لعاب های حاوی روی (Zinc) می توانند باعث ترک خوردگی شوند. همچنین اگر خاک رس بیشتر از لعاب منقبض شود، لعاب برای بدنه خاک رس بزرگ تر از حد مجاز شده و تکه هایی از لعاب ممکن است از سطح آن جدا شوند و در نتیجه سفال لب پر شود.

پخت ناکافی (Underfiring) و بیش از حد (Overfiring)
اگر لعاب به اندازه کافی حرارت نبیند، کدر، مات یا دارای بافت زبر و کدر به نظر می رسد. این حالت به دلیل ناتمام ماندن فرآیند ذوب اتفاق می افتد. پخت لعاب در دمایی بالاتر از حد مطلوب نیز می تواند باعث ذوب شدن بیش از حد خاک رس، روان شدن لعاب، تجمع آن در پایین ظرف، نازک شدن لایه لعاب در بالا، حباب زدن یا سوراخ های کوچک در سطح لعاب شود.
نوع کوره و اتمسفر پخت (Kiln Type and Atmosphere)
نوع کوره ای که برای پخت استفاده می کنید (برقی یا گازی) بر ظاهر نهایی لعاب تأثیر می گذارد. کوره های برقی معمول تر هستند و معمولاً فضای اکسیداسیون (حضور اکسیژن زیاد) ایجاد می کنند. لعاب های پخته شده در کوره های برقی تمایل به داشتن رنگ های روشن و شفاف تر دارند. همچنین کوره های گازی می توانند فضای احیا (reduction atmosphere) ایجاد کنند (کاهش اکسیژن). لعاب های پخته شده در فضای احیا اغلب رنگ های خاکی تر، تیره تر، ارگانیک تر و شدیدتر دارند.

ایمنی مواد غذایی (Food-Safe)
اگر قصد استفاده از سفال برای سرو غذا یا نوشیدنی را دارید، لعاب باید برای مواد غذایی ایمن باشد. لعاب های مات یا غیربراق، لعاب های کراکل یا لعاب های سربی اغلب به دلیل احتمال تجمع باکتری ها در سطح ناهموارشان یا مهاجرت عناصر سمی (مانند سرب)، برای این منظور توصیه نمی شوند. برای اطمینان کامل، بخصوص اگر قصد فروش دارید، توسط یک آزمایشگاه معتبر سرامیک و سفال، تست آزمایشگاهی را انجام دهید.
جمع بندی مقاله
لعاب یکی از مهم ترین جنبه های هنر و صنعت سفالگری است که نه تنها به زیبایی، بلکه به دوام و کارایی ظروف سرامیکی می افزاید. تنوع گسترده لعاب ها از نظر ترکیبات شیمیایی، روش های تولید، ظاهر و دماهای پخت، امکانات بی شماری را برای هنرمندان و تولیدکنندگان فراهم می آورد. با شناخت عمیق این انواع و ملاحظات مربوط به آن ها، می توان به بهترین نتایج در خلق آثار سفالی و سرامیکی دست یافت و نیازهای مختلف کاربردی و تزئینی را برآورده ساخت.
مطلبی که باعنوان "لعاب سفالگری چیست؟ کاربرد ها و انواع آن" خواندید در دپارتمان صنایع دستی آموزشگاه فن آموزان تهیه و تنظیم شده است. امیدواریم که این مطلب برای شما مفید بوده باشد. اگر به هنرهای اصیل و دستی ایرانی علاقه مند هستید؛ شرکت در دوره های مختلف این دپارتمان مانند دوره های آموزش قلاب بافی، دوره های تخصصی آموزش چرم دوزی، دوره های آموزش قالی بافی و … برای شما جذاب و کاربردی میباشد.
برای شروع یادگیری تردید دارید؟
جهت دریافت مشاوره رایگان شماره موبایل خود را وارد کنید.






